کسر صندوق
بنام حضرت حق
گويند در قريه اي مردماني بودند كه گاه گوسپندي از گله اي دگر ميان گله آنها سبز شدندي و گفتندي كه اين از مال سلطان بود و خوردن آن حلال ، اما در باطن امر اين شبان بودي كه بايد جواب پس دادي و مزد خويش را به ازاي گوسفند از سلطان نستاندندي.
ترجمه امروزي داستان
در كشور ما مردماني هستند كه وقتي به بانك مراجعه مي كنند و تحويلدار بانك اشتباها مبلغي را اضافه به آنها پرداخت مي كند ، مي گويند كه اين پول دولت است و آنرا نوش جان مي كنند دريغ از اينكه كارمند بدبخت در پايان وقت بايد كسر صندوق خويش را تسويه كرده و آنرا با حقوق ماهيانه خود پرداخت كند
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:4  توسط جواد غريبي
|
