تبليغاتX
بارون رحمت خدا

بارون رحمت خدا

کسر صندوق

بنام حضرت حق

گويند در قريه اي مردماني بودند كه گاه گوسپندي از گله اي دگر ميان گله آنها سبز شدندي و گفتندي كه اين از مال سلطان بود و خوردن آن حلال ، اما در باطن امر اين شبان بودي كه بايد جواب پس دادي و  مزد خويش را به ازاي گوسفند از سلطان نستاندندي.

ترجمه امروزي داستان

در كشور ما مردماني هستند كه وقتي به بانك مراجعه مي كنند و تحويلدار بانك اشتباها مبلغي را اضافه به آنها پرداخت مي كند ، مي گويند كه اين پول دولت است و آنرا نوش جان مي كنند دريغ از اينكه كارمند بدبخت در پايان وقت بايد كسر صندوق خويش را تسويه كرده و آنرا با حقوق ماهيانه خود پرداخت كند

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 21:4  توسط جواد غريبي  | 

مژده

با مطالب جدید به سراغ شما می آیم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 18:12  توسط جواد غريبي  | 

اللهم صل علي محمد وآل محمد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 18:24  توسط جواد غريبي  |